تبليغاتX
ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت...
 

خبرگزاری ایرنا در خبری مدعی شد:

رییس ستاد نماز جمعه تهران اعلام کرد: در روز جهانی قدس نماز جمعه تهران به امامت سید احمد خاتمی امام جمعه موقت اقامه می‌شود.
حجت‌الاسلام مسعود مرادی اظهار داشت: محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری سخنران پیش از خطبه‌ها است.
نماز جمعه این هفته تهران به روال معمول در محل دانشگاه تهران اقامه می شود.
این در حالی است که حجت الاسلام مرادی خبر مذکور را تکذیب کرده و گفته "تا ساعتی دیگر خطیب جمعه روز قدس معرفی می شود"

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 2:34 قبل از ظهر  توسط طا قت  | 
 

نامه شدیداللحن دکتر سروش به  خامنه‌ای :
به یاری خدا، دین و آزادی می‌مانند و استبداد می‌رود...

 

دکتر عبدالکریم سروش در نامه‌ای شدیداللحن به آیت‌الله خامنه‌ای، ضمن انتقاد از عملکرد وی در جایگاه رهبری، تاکید کرد که: ما آزادی و دیانت را ارج خواهیم نهاد، و وعده داد که این نسل، زوال استبداد دینی را جشن خواهد گرفت و به جامعه‌ای اخلاقی و حکومتی فرادینی دست خواهد یافت. متن کامل نامه دکتر سروش بدین شرح است

عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد.

صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند.

قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدند

وجهانیان یک چشم خشم ویک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.

چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت.

شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت.

آقای خامنه ای، که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟
ز گنج خانه شده خیمه بر خراب زده

وصال دولت بیدار ترسمت ندهند
که خفته ای تو در آغوش بخت خوابزده

درین قحط سال فضیلت و عدالت همه از شما شاکی اند و من از شما متشکرم. "زان یار دلنوازم شکری است با شکایت." نه اینکه شکایتی نداشته باشم. دارم و بسیار دارم اما آنها را با خدا در میان نهاده ام. گوشهای شما چندان از ستایش و نوازش مداحان پر و سنگین شده است که جایی برای صدای شاکیان ندارد. ولی من از شما بسیار متشکرم. شما گفتید که "حرمت نظام هتک شد" و آبروی آن به یغما رفت. باور کنید که در تمام عمر خود خبری بدین خوشی از کسی نشنیده بودم. آفرین بر شما که نکبت و ذلت استبداد دینی را اذعان و اعلام کردید.

شادم که آخر الامر آه سحرخیزان به گردون رسید و آتش انتقام الهی را برافروخت. شما حاضر بودید آبروی خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به دیانت و نبوت پشت کنند اما به ولایت شما پشت نکنند. شریعت و طریقت و حقیقت مچاله شوند اما ردای ریاست شما چین و چروک نخورد. اما خدا نخواست. دلهای سوخته و لبهای دوخته و خونهای ریخته و دست های بریده و دامانها ی دریده نخواستند و نگذاشتند. پاکان و پارسایان و پیامبران نخواستند. محرومان و مصلحان و ستم کشیدگان و ستم ستیزان نگذاشتند.

"پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن،" قصه جمهوری ولایی شما بود. و اینک خدا را شکر که پرده عصمت دروغین این دیو دریده شد. رازش فاش و مشتش باز شد و تردامنی اش بر آفتاب افتاد. و جهانیان با خشم و حیرت آن را برهنه مشاهده کردند.

آقای خامنه ای، می دانم که روزهای تلخ و سختی را می گذارنید. خطا کرده اید، خطایی سخت. تدبیر این خطا را من دوازده سال پیش به شما نشان دادم. گفتم آزادی را چون روش برگیرید. از حق بودن و فضیلت بودنش بگذرید. آن را برای رسیدن به حکومتی کامیاب به کار گیرید. این را که می خواهید؟. چرا شیپور را از سر گشاد می زنید؟ چرا میان مردم عسسان و خفیه نویسان و جاسوسان می گمارید تا ضمیر آنان را بخوانند یا به حیله و ترفند، سخنی از زیر زبانشان بکشند، و راست و دروغ و نارس و ناقص بشما گزارش دهند؟ مطبوعات را، احزاب را، انجمن ها را، ناقدان را، مفسران را، معلمان را، نویسندگان را ... آزاد بگذارید ، مردم به صد زبان حکایت خود را آشکارا خواهند گفت و پنجره های خبر و نظر را بر روی شما خواهند گشود وشمارا در تدبیر ملک وتنظیم نظام یاری خواهند کرد. مطبوعات را خفه نکنید. آنها ریه های جامعه اند. اما شما از بیراهه و کژراهه رفتید. و اینک در طلسم تهلکه ای افتاده اید و قربانی نظام بسته ای شده اید که دیرگاهیست خود آن را آفریده اید، که نه نقد در آن می روید نه نظر، نه علم نه خبر. گمان می کنید با خواندن بولتن های محرمانه و گوش کردن به مشاوران گوش به فرمان، خبرهای کامل و جامع را به چنگ می آورید. اما هم انتخاب خاتمی هم انتخاب سبز موسوی باید به شما نموده باشد که افیون استغنا وافسون استبداد، زیرکی و دانایی را از شما ستانده است. و اینک برای جبران آن گناه ناشی از جهل ناشی از استبداد، دست به ارتکاب گناهان بزرگتر می زنید. و خون را به خون می شوئید مگر طهارتی حاصل کنید.

خیانت و تقلب کم بود دست به قتل و جنایت بردید، خیانت و جنایت بس نبود تجاوز به زندانیان را بر آن افزودید، قتل و تجاوز و تقلب هنوز کم بود تهمت های جاسوسی و ناموسی را هم بر آن اضافه کردید. درویشان و روحانیان و نویسندگان و دانشجویان را هم امان ندادید و از دم تیغ گذراندید. عاقبت هم به جانیان و بانیان جایزه دادید و به ریش همه خندیدید و ریش سرباز بی نوایی را گرفتید که چرا ماشین ریش تراشی را به سرقت برده است!

از صبر خدا در شگفت بودم. می دانستم که

لطف حق با تو مداراها کند
چون که از حد بگذرد رسوا کند

می دانستم که مادران داغدار و پدران سوگوار در خفا می سوزند و می گریند و به زبان حال و قال با خدا می گویند:

ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا ( خداوندا ما را از این محیط پرستم نجات بخش وبرای ما یاوری بفرست.)

می دانستم که "چه دست ها که ز دست تو بر خداوند است." زندانها معبد بود و عابدان روز و شب در سجود، سقوط ولایت جایر را از خدا به دعا می خواستند (و می خواهند).

ندای آقا سلطان که به خاک شهادت افتاد و حنجره اش به گلوله ستم سوراخ شد به درگاه سلطان عالم نالیدم که بازهم ندای خلایق را نمی شنوی؟ چون عیسی بر صلیب گله کردم که "خدایا چرا ما را رها کرده ای"، مگر سیاهکاران را نمی بینی که سبزها را سرخ کرده اند، مگر عبوسان و ترش رویان را نمی نگری که شیرینی ها را تلخ کرده اند، سوختن خرمن امنیت و کرامت انسان را می نگری و ذلت اعتراف زندانیان و شوکت شریرانه ستمگران را می بینی و بازهم استغنا می ورزی؟

تا روزی که آن اقرار مجبورانه و مکروهانه یعنی آن کلمات سه گانه را شنیدم: "هتک حرمت نظام" ،که چون حدیث سرو و گل و لاله و چون ثلاثه غساله جان بخش بود. گویی کلمات آن خطیب نبود. کلمات تو بود خدایا که در خطابه جاری شد. دانستم که دست به کار اجابت شده ای و باد را فرمان داده ای تا آتش را به کشتزار فرومایگان ببرد. سجده کردم و سپاس گزاردم که

آفرین ها بر تو بادا ای خدا
بنده خود را ز غم کردی جدا

آتشی زد او به کشت دیگران
باد آتش را به کشت او بران آقای خامنه ای،

می خواهم به شما بگویم دفتر ایام ورق خورده است و بخت از نظام برگشته است ، آبرویش به یغما رفته است و طشت رسوائیس از بام تاریخ افتاده است. کشف عورت شده است. خدا هم از شما رو گردان شده و ستاریت خود را باز گرفته است. آن دلیری ها که در کنج خلوت و در پرده تزویر می کردید فاش شده است. آه جگرسوختگان و جان باختگان و دهان دوختگان کارگر افتاده است و دامان و گریبان شما را سوخته است. خائفم که بگویم باب توبه هم به روی شما بسته شده است. شریعت هم از شما شفاعت نخواهد کرد که مشروعیت از شما گریخته است. ایران سبز از این پس دیگر آن ایران سیاه و ویران نیست. سبزی وسپیدی این جنبش به عنایت و اجابت الهی بر سیاهی جور شما پیشی گرفته است. خاک و آب و آتش و ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا به فرمان خدا بر علیه شما بشورند.

سالها اعوان و انصار شما زیر چتر حمایت و ولایت شما چون شغالان گرسنه در پوستین خلق افتادند و امنیت و عدالت را از مردم ربودند، دهانشان را بستند، عزتشان را ستاندند، راحتشان را گرفتند، گلویشان را فشردند، خون در دل و اشک در چشمشان نشاندند، زهر قساوت را به آنان چشاندند و چون قومی اشغال شده به اسارتشان گرفتند، حقوقشان را پامال کردند، آزادیشان را به تاراج بردند، حرمتشان را شکستند، افکارشان را به سخره گرفتند، دینشان را وارونه کردند، کارخانه مقدس تراشی تراشیدند، و به نام دین خرافه فروختند، کامشان را تلخ و روزشان را شب کردند، دست خیانت در صندوق آراء شان گشودند، و پای اهانت بر کرامتشان نهادند، دانشگاه ها را به دست جهال سپردند، و بیت الاحزانی بنام صدا و سیما را از دروغ و تهمت انباشتند، و درس غلامی و غمناکی به مردم دادند. نظر حرام نمودند و خون خلق حلال، اجتماعات دروغین و گزاف بر پا کردند، و لاف زنان به مردم دنیا فروختند که همگان عاشقان سینه چاک نظام ولایتند. در زندانها و قتلگاه ها از قتل و تجاوز و تعدی و ضرب و شتم و جرح و شکنجه آن کردند که مغولان نکردند، شرع و قانون را زیر پا گذاشتند، و علم جهل و تعصب برافراشتند، نادانان را بر کشیدند و دانایان را فروکوفتند، لذت را از جوانان و حرمت را از پیران دریغ داشتند، آیت الله های رنگین ساختند و فتاوای سنگین از آنان گرفتند تا نویسندگان و ناقدان را به طناب توحش خفه کنند و به ساطور سبعیت بند از بند بگشایند، در پی مالیخولیای دشمن ستیزی هر روز مهلکه ای و معرکه ای تراشیدند و جمعی را به بند کشیدند، و اقاریر مضحک بر زبانشان نهادند و کیفرهای مهلک بر جانشان.عمله استبدادنظامی و قضایی بیداد را به نهایت رساندند، گویی نظام قسم خورده بود که از صدام و حجاج چیزی کم نیاورد.

این مکرهای سرد و رندی های واژگونه و زیرکی های ابلهانه، و ستم های آشکار و نهان و زور و تزویر های گران و حق کشی ها و آدم کشی ها و تقلب ها و تخلف های پر عفونت ودراز مدت ، آتشی در وجدان رعیت افروخت که کاشانه ولایت را بسوخت. آن اعتراض پس از انتخابات نه "رزمایش" بود، نه" فتنه" و نه" مسجد ضرار" (که دارالضرب شما هر روز مهری بر آن می زند)، بل طغیان و غلیان غیرت بود بر علیه غارت. وجدانهای بیدار، بر رای خود، بر انتخاب خود، بر حقوق شهروندی خود، بر آزادی اندیشه خود، غیرت ورزیدند و بر غارتگران رای و حقوق و آزادی، آرام و متین شوریدند. دزدان سراسیمه بر خود پیچیدند،ولی ما صدای خنده خدا را شنیدیم که در فضا پیچید. او از ما راضی بود. دعای ما را شنید و جانیان و بانیان را رسوا کرد. مرگ ترانه (موسوی)، ترانه مرگ استبداد بود.

آقای خامنه ای، بارها حافظان ،حکام جائر زمانه را بزبان رمز موعظه کردند که:

با دعای شب خیزان ای شکر دهان مستیز
در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی

و گفتند:

مکن که کوکبه دلبری شکسته شود
چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند

نشنیدند و عاقبتشان را شنیدی.

جنبش سبز برای آفریدن ایرانی سبز اکنون محکم نهاد شده است. چون شجره طیبه ای که پایی در زمین و سری در آسمان دارد و به اذن خدا در ثمر بخشی است (اصلها ثابت و فرعها فی السماء - سوره ابراهیم). این جنبش شهید سبز خود، شعر و شاعر سبز خود، ادب و هنر و گوینده و گفتمان سبز خود را پیدا کرده است. محصول بیست سال جهاد فرهنگی و دردمندانه روشنگران و پیکارگران عرصه سیاست و فرهنگ است. بیهوده می کوشید با نظامی گری و انوری پروری به سبک سلطان سنجر و سلطان محمود آن را در هم بشکنید. خود را مگر بشکنید.

این نه آن شیر است کز وی جان بری
یا ز پنجه قهر او ایمان بری

فرو ریختن رعب رعیت و زوال مشروعیت ولایت بزرگترین دستاورد شورش غیرت بر غارت بود و شیر خفته شجاعت و مقاومت را بیدار کرد. نه تطاول نظامیان نه تجاوز حرامیان،نه خاک افشاندن در چشم مروت نه باد افکندن درآستین ژنده قدرت، نه تکیه بر سبعیت حیوانی نه حمله به علوم انسانی، نه مداحی مداحان مزدور نه شاعری شعر فروشان کم شعور ،هیچکدام قامت مقاومت را خم نخواهند کرد. استبداد دینی رسوای کفر و دین شده است. و در مزرع سبز جنبش هنگام دروی آن رسیده است. ما این را به دعا از خدا خواسته ایم وخدا با ماست.

برگشتن بخت و روزگار شاهدی شیرین تر از این ندارد که عیدهای شما همه عزا شده است. و هر چه روزی شما را می خنداند اینک می گریاند و می لرزاند. دانشگاهی که می خواستید به پابوس شما بیاید، اکنون به کابوس شما بدل شده است. تظاهرات خیابانی، اجتماعات آئینی، رمضان و محرم ،حج و روضه و ماتم همه برای شما نماد نحوست شده اند و به زیان شما روان می شوند.

ما نسل کامکاری هستیم.ما زوال استبداد دینی را جشن خواهیم گرفت. جامعه ای اخلاقی و حکومتی فرادینی طالع تابناک مردم سبز ماست.

ما آزادی را ارج خواهیم نهاد و قدر خواهیم دانست، همان آزادی که شما به آن ظلم کردید و قدرش را ندانستید و اکنون مظلمه اش را می برید. فاشیسم مشربان به شما فروختند که آزادی یعنی بوالهوسی و اباحی گری و لاابالی روشی. و ندانستید که شفای امراض مهلک نظام شما در این خجسته آزادی است. بی جهت بدنبال مفسدان اقتصادی می گردید (که در آن هم عزمی و جدیتی نیست). اگر مطبوعات را آزاد می گذاشتید، فسادها را رو می کردند و مفسدان جرات فساد نمی کردند. می گذاشتید نقد شما را بگویند تا شما هم به ورطه استبداد رای و نخوت شوکت و فساد قدرت در نمی افتادید. می گذاشتید سخن راستین مردم را با شما در میان بگذارند تا مستی بی خبری از سرتان بپرد. آنها مدارس میهن اند، نه "پایگاه دشمن." و چه باک که درهای مدارس باز باشد و شما هم در آن شاگردی کنید.

ما دیانت را هم ارج خواهیم نهاد، همانکه شما آن را بازیچه مصالح قدرت خواستید و بنام آن درس غلامی و غمناکی به مردم دادید و ندانستید که شادی و آزادی با ایمان راستین همپیمانند و اجبار فقیهانه، حریت مومنانه را می ستاند و قدرت شریعت مدار هم قدرت و هم شریعت را فاسد می سازد. حکومت بر مردمی شاد و آزاد و آگاه و چالاک افتخار دارد نه رعیتی دربند و غمناک.

*************

با خود می گویم برای که اینها را می نویسم؟ برای نظامی که بخت از او برگشته و آب از سرش گذشته وتشنه در سراب مانده وخیمه بر خراب زده و چشم نجابتش بسته و ستون صلابتش شکسته و از چشم خواص و عوام افتاده و طشت رسوائیش از بام افتاده است؟ و آنگاه به یاد می آورم کلام خالق سبحان را در ذکر حکیم که:

و اذ قالت امه منهم لم تعظون قوما الله مهلکم او معذبهم عذابا شدیدا قالوا معذره الی ربکم و لعلهم یتقون (آنان پرسیدند چرا کسانی را موعظه می کنید که خدا قطعا هلاک و عذابشان خواهد کرد، موعظه گران گفتند عذری است تا خدا ما را به گناه آنان نگیرد، شاید هم پند ما در آنان درگیرد - سوره اعراف 164)

بارخدایا تو گواه باش، من که عمری درد دین داشته ام و درس دین داده ام. از بیداد این نظام استبداد آئین برائت می جویم و اگر روزی به سهو و خطا اعانتی به ظالمان کرده ام از تو پوزش و آمرزش می طلبم.

ای خدای خرد و فضیلت! به صدق سینه مردان راستگو و به آب دیده پیران پارسا دعای ما را هم با دعای سحرخیزان و روزه داران و عابدان و صالحان همراه کن و شکوه دردمندانه ما را بشنو و بر سینه های بریان و چشم های گریان ستمدیدگان رحمت آور و بیش از این خلقی را پریشان و خروشان مپسند. دوستان خود را به دست دشمنان مسپار و خرد و فضیلت را از اسارت این نامردمان به در آر

. باد را بگو تا خیمه استبداد را بر کند و آتش را بگو تا ریشه بیداد را بسوزاند. آب را بگو تا فرعون ها را غرق کند و خاک را بگو تا قارون ها را در خود کشد. ابرها وباران ها را بگو تا رحمت و عدالت و شادی و شفقت بر این قوم مظلوم محروم ببارند و خارزار رذیلت ظالمان را به گلزار فضیلت عادلان بدل کنند.

آب و دریا ای خداوند آن توست
باد و آتش جمله در فرمان توست

گر تو خواهی آتش آب خوش شود
ور نخواهی آب هم آتش شود

تو بزن یا ربنا آب طهور
تا شود این نار عالم جمله نوررمضان مبارک 1430 قمری
شهریور 1388 شمسی
عبدالکریم سروش

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 11:47 بعد از ظهر  توسط طا قت  | 
 

 

سحام نیوز :
مهدی کروبی در پاسخ به تمام کسانی که اظهار داشتند وی مستنداتی مبنی بر اظهارات خود درباره آزار جنسی زندانیان کهریزک ندارد متن اظهارات یکی از این بازداشت شدگان را در اختیار سایت سحام نیوز قرار داد و اعلام کرد که این مطلب تنها گوشه ای از مستنداتی است که منتشر می کند و چنانچه این ر وندادامه یابد مطالب دیگری را منتشر خواهد کرد .

متن کامل اظهارات این فرد به شرح زیر است :

حاج آقای کروبی پس از اظهارات من روزهای فراوانی را با من نشست و برخاست و تجربه زندگی در کنار ایشان بود که بعد از مدتی توانستم غرور له شده و شخصیت تکیده خود را بازیابم. ایشان ساعت های مدید با من سخن می گفت ومانند یک روانپزشک زمین و زمان را به هم می دوخت تا قانعم کند که من در این موضوع بی گناهم و داستان های دینی و تجربی فراوانی را برایم بازگوکرده و مثال های مختلفی را در این رابطه زدند و داستان مرا با آنان مقایسه کرد و من متوجه شدم بنا به سخنان ایشان اگر کسی که با دست و پای بسته و بدون اینکه از خود قدرتی داشته باشد مورد تجاوز قرار گیرد نه تنها گناهی نکرده بلکه مظلوم نیز واقع شده است.
روزها طول کشید تا که حالم کمی بهتر شد وتوانستم خودی بازیابم و با این موضوع کنار بیایم و فکر خودکشی را از سر بیرون کنم و خودم را دوباره احیا کنم پس از چندی بالخره روز چهارشنبه ۲/۵/۸۸ به دستور آقای شاهرودی رئیس قوه قضائیه مرا نزد نماینده آقای دری (دادستان کل کشور )فرستادند به نام آقای محمدی که ایشان انسان بسیار محترمی بود و بعد از صحبت کردن با من و دیدن ,وضعیت تاسف بارم بسیار با ملاطفت با من صحبت کردند و یکسره با شرح های من اظهار تاسف می کردند و می گفتند وای بر ما و تمامی سوالاتشان در جهتی بود که به شناسایی محل زندانی من و اشخاص ضارب من مربوط می شد به جاهایی هم رسیدیم و ایشان چند جا را حدس زدند. در آخرهم برایم دعا کردند ومرا به توکل به خدا تشویق کردند و مرا در آغوش گرفتند و بوسیدند که من باز گریه ام گرفت و گفتند قوی باش مرد و فقط نکته ایی که ایشان را ناراحت کرد باخبر بودن دوتن از دوستان آقای کروبی از داستان من بود.
اما قضیه پنج شنبه ۲۹/۵/۸۸ بسیار متفاوت بود ساعت حدود ۲ بود که سه نفراز طرف منبع دیگری از قوه قضائیه به دفتر آقای کروبی آمدند و پس از آن برگه بازجویی جلویم گذاشتند- نمی دانم من متهم بودم یا شاکی- قاضی مقدمی و ۲ نفر دیگر مشغول بازجویی از من شدند ابتدا از من پرسیدند شما از چه کسی شاکی هستی من گفتم من شاکی نیستم وفقط اتفاقی را که برایم افتاده برای آقای کروبی بازگو کردم اما باز می گفتند که از چه کسی شکایت داری و من ناگزیر گفتم شما به من بگویید از چه کسانی می توانم شکایت کنم تا من انتخاب کنم که دیگر قاضی فهمید منظورم چیست وحرفی نزد. به من گفتند که شرح ما وقع را بنویس من هم نوشتم بعد سوالاتشان شروع شد که اکثر آنها درمورد این بود که من از کجا آقای کروبی را می شناسم؟ از کجا به ایشان اعتماد کردم؟ چگونه ارتباط برقرار کردم؟چرا نفس نفس می زنم؟چه طور اعتماد کردم تا به آقای کروبی بگویم؟چرا حاضرشدم که آقای کروبی ازمن فیلم بگیرد؟چرا اصلا فیلم گرفتیم؟هدف آقای کروبی از آگاه کردن آقای گرامی مقدم و آقای داوری چه بود؟آقای گرامی مقدم و داوری کیستند؟چه ساعتی به حزب زنگ زدم؟با چه شماره ایی زنگ زدم؟به چه بهانه به حزب رفتم؟آنجا چه گفتم؟آنها چه گفتند؟وقتی زنگ زدم چه کسی گوشی را برداشت؟بعد به چه کسی وصل کرد؟به آن شخص چه گفتم؟با چه کسی رفتم؟در کدام تظاهرات ها شرکت کردم؟ و هزار چرای دیگر بی ربط به قضیه ی تجاوز که بعد از حدود ۳ ساعت که من به ایشان اعتراض کردم .
ایشان به من گفتند ما نمی دانیم توراست می گویی یا نه تو ادعای سنگینی می کنی . کل نظام مقدس را زیر سوال بردی ما از کجا بدانیم که تورا تطمیع نکرده اند؟و وقتی که من گفتم که شما مثل اینکه یادتان رفته است مسئله چیست به ظاهر خواستند سئوالاتی در این خصوص کنند سئوالاتی از این دست که دخول تا کجا بوده و آیا آن شخص ارضا شده است یا نه؟که این سوالات بیش از پیش باعث تخریب روح وروان من شد.
آن جور که من احساس می کنم دوستان آقای مرتضوی نظرشان این است که با تخریب شخصیت اینجانب موضوع را به سمتی سوق دهند که من از آقای کروبی پول گرفتم یا آقای کروبی تطمیعم کرده تااین ادعا را بکنم.
بعد هم از من خواستند که با ایشان به پزشکی قانونی بروم ومن علی رغم اینکه از ایشان خواستم باتوجه به مناسب نبودن حالم و داشتن سرگیجه بگذارند برای روز دیگر که ایشان مخالفت کردندو باهم راهی پزشکی قانونی شدیم.
بعد هم در راه پزشکی قانونی قاضی به من می گویند حدیث داریم از حضرت امام جعفر صادق که احمق و بدبخت کسی است که آخرتش را به دنیایش بفروشد بدبخت تر و مفلوک تر از او کسی است که آخرتش را به دنیای دیگران بفروشد.خودتان قضاوت کنید که منظور حاج آقای مقدمی از بیان این جمله چیست؟!
و بعد تلویحا به من می گوید که گول بازی های سیاسی را نخورم و بعد هم که گفتم تقلب شده گفت: " وقتی آقای کرباسچی به آقای موسوی رای داده ببین قضیه از چه قرار است من حتی مطمئنم که خود آقای کروبی هم به آقای موسوی رای داده" ودیگر پی این داستان را به توصیه بزرگان با سکوت ادامه دادم و وقتی گفتم چرا با بچه ها اینکار را کردید و چرا اینجور کردید مگرما چه کار کردیم؟ گفت وقتی رهبری فرمودند انتخابات درست بوده یعنی بوده که من گفتم نعوذ بالله که رهبری خدا نیستند و معصوم هم نیستند که بعد دیدم دارد به سفسطه می کشاند که باز سکوت پیشه کردم.
درمیان راه ایستادیم و دونفر دیگر آمدند تا شیفتشان را عوض کنند، من به قاضی مقدمی گفتم که اگر ممکن است دیگر اینها نفهمند و ایشان هم قول داد و گفت که نامه مهر و موم شده به دستم می دهد اما نه تنها نامه را به دست من نداد بلکه با آن مامور پچ پچ کرد و زمانی که من به پزشک قانونی رسیدم .
مامور نامه را باز کرد و به دست مامور پذیرش داد نمی دانم یک نامه معاینه تجاوز به چند کلمه نیاز دارد که قاضی محترم صفحه را ریز ریزپر کرده بود و دکتر قریب ۵ دقیقه آن را می خواند بعد هم مامور همراهم ،به نزد دکتری که مرا معاینه کرد رفت و چند بار به قاضی زنگ زد و دایم از من دور می شد مباد که من بشنوم چه می گوید؟در ضمن دکتر پزشکی قانونی به من گفت که من دو نامه می دهم تا شرح درمانت را پزشکانی که رفته ایی برای من بنویسند تا نظر دهم اما آن مامور این نامه ها را به من نداد وهرچه به او گفتم که من خودم دیدم که آن نامه ها را گرفتی هاشا کرد بعد هم زمانی که منتظر جواب بودیم مامور به من می گوید من فکر نمی کنم کسی اینکار را بکند بعد هم به من تهمت دروغگویی می زند و می گوید می دانی اگر نتوانی ثابت کنی چه بلایی سرت می آورند؟ بعد که دید خیلی محکم ایستاده ام و می گویم من فقط از خدا می ترسم و روی حرفم ایستاده ام به من می گوید اگر اتفاقی هم افتاده نباید می گفتی باید به خدا واگذار می کردی الان ببین آبروی خودت و خانواده ات را برده ایی بعد هم که از دکتر نقل قول کردم که می گوید بعد از ۱.۵ ماه هیچ چیز مشاهده نمی شود مامور به من می گوید اگر چیزی بود حتی سایزش رو هم بهت می دادند وادامه داد که ما کارمان این است که البته معلوم نیست معنای این جمله مجهول کدام کار است.
در راه برگشت وقتی گفتم امسال ماه رمضان بی آبیش سخت است با صدای بلند و چشم غره به من گفت :همینش خوب است که آدم ها بفهمند که جهنم چگونه است. امروز هم به نزد همسایه های ما آمده اند و یکسری سوالات راجع من و خانواده ام کرده اند این کارها چه مفهومی جز ارعاب من از عمومی شدن قضیه را در ذهن تداعی می کند؟ من سوال کوچکی دارم از بزرگوارانی که روز ۵ شنبه من را به مانند یک متهم مورد بازجویی قراردادند من را گرفته اند؛ زندان بودم چشمان ودستهایم بسته بود ند؛به حد مرگ مرا زدند و بدتر از همه کاری با من کردند که نزد تمام بی دینان و بت پرستان مذموم است ومن تنها جرات این را داشتم که آقای کروبی را از این موضوع مطلع کنم.من از شخص حقیقی شاکی نیستم چرا که می دانم متاسفانه همیشه در کشورمان گناه به گردن یک شخص رده پایین یا یک گروه پایین رتبه می اندازند وهیچ وقت با مسببین اصلی برخوردی در خور انجام نمی شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 0:12 قبل از ظهر  توسط طا قت  | 
 

(طنز انتخاباتی)

با حسن نيت آقا حداد و رفقا در مجلس، امكان پخش برنامه زنده تلويزيوني آقاي سبز براي پاسخگويي و صحبت با مردم، كلا از بين رفت. از آن طرف چاپ بيانيه و نامه و اينا، كه توسط آقاي ميرحسين نوشته شده باشد، در روزنامه‌ها معذوريت دارد. براي همين و به منظور شفاف‌سازي يك چيزهايي كه در تاريكي قرار دارد، ترتيب يك مصاحبه را با آقاي موسوی داديم كه متن آن، عينا و واو به واو (البته قبل از حذف شدن در چاپخانه) براي درج در تاريخ منتشر مي‌شود.

آقاي مجري: بينندگان عزيز، طبق قانوني كه ما پيش از شروع برنامه با آقا عزت تنظيم كرديم، علاوه بر اينكه هر حرفي كه كانديداي حاضر عليه كانديداي غايب مي‌زند، هر حرفي هم كه اين كانديدا راجع به خودش يا عليه خودش هم بزند يا درباره هر كس ديگري حرف بزند يا اصلا حرفي نزند، به هر حال يكي، دو ساعت وقت براي كانديداي غايب در نظر مي‌گيريم! خب، آقاي ميرحسين! با بينندگان سلام و عليك كنيد.
ميرحسين: من ضمن عرض سلام خدمت بينندگان...
آقاي مجري: ببينيد من قبلا هم گفتم هرگونه اشاره مستقيم يا غيرمستقيم به كانديداي غايب اين حق را براي او به وجود مي‌آورد كه يك ساعت بيايد و تنهايي خودش حرف بزند.
ميرحسين: من از شما تعجب مي‌كنم. من چه چيزي... اشاره مستقيمي به كانديداي غايب كردم؟
آقاي مجري: شما گفتيد «خدمت بينندگان!» و همه مي‌دانيم كه هرگونه خدمت در طول تاريخ 600هزار ساله ما، فقط توسط كانديداي غايب صورت گرفته است.
ميرحسين: من از شما تعجب مي‌كنم من فقط داشتم خدمت مردم سلام...
آقاي مجري: ببينيد آقاي موسوي، شما باز هم گفتيد «خدمت مردم! تا همين الان يك ساعت و 20 دقيقه ما وقت براي كانديداي غايب در نظر گرفتيم براي دفاع از خودش.
ميرحسين: ما كلا پنج دقيقه است داريم حرف مي‌زنيم، شما يك ساعت و 20 دقيقه وقت براي ايشان در نظر گرفتيد؟
آقاي مجري: بله.
ميرحسين: من همين جا خدمت... منظورم اين است كه من همين جا با مردم يك موضوعي را مطرح مي‌كنم. در انتخابات باشكوه چند هفته پيش، در صندوق‌هاي راي چيز كردند و انتخابات را به چيز كشيدند. من همين جا با شما مردم فهيم مطرح مي‌كنم كه حضور شما در خيابان‌ها يك حماسه بزرگ بود و هست و كساني كه به شما چيز گفتند خودشان را چيز كردند.
آقاي مجري: آقاي ميرحسين اينكه شما همه‌اش از چيز استفاده مي‌كنيد درست نيست. چون ما متوجه منظور شما نمي‌شويم و نمي‌توانيم از حق كانديداي غايب پاسداري كنيم.
ميرحسين: شاعر مي‌فرمايد من به گوش تو سخن‌هاي نهان خواهم گفت سر بجنبان كه بلي جز كه به سر هيچ مگو. اين چيزها رمز و رازي بين من و مردم است. خود مردم بلد هستند، كلماتي را كه من بگويم چاپ نمي‌شود يا از تلويزيون پخش نمي‌شود را جايگزين كنند.
آقاي مجري: از لحاظ قانوني هم درست باشد از لحاظ ما درست نيست كه شما براي مردم شعر بخوانيد. ما چه گناهي كرديم كه جز آماري كه توسط دانشمندان جوان اين مملكت در فتوشاپ درست شده است، زبان چيز ديگري را نمي‌فهميم؟ به هر حال به شما اخطار مي‌كنم كه ديگر از شعر استفاده نكنيد.
ميرحسين: به هر حال شما هم آدم چيزي هستيد. اين را مردم هم مي‌دانند. در تمام اين روزها با انتشار گزارش‌هاي‌تان در چشم مردم زل زديد و چيز گفتيد. به مردم چيز گفتيد. در حالي كه خودتان از چيزي كه به مردم گفتيد چيزتريد. مردم ما با حضور ميليوني‌شان و با سكوت‌شان ثابت كردند...
آقاي مجري: شما ديگر داريد مرا عصباني مي‌كنيد. ما به خاطر اين كار شما يك برنامه 24 ساعته زنده براي كانديداي غايب درنظر مي‌گيريم. از طرفي شما مي‌گوييد مردم با حضور ميليوني‌شان... بايد يادآوري كنم طبق گزارش‌هايي كه از 20:30 پخش شده و دور كله مردم هم خط كشيده شده است، آن اراذل و اوباش نه تنها سه ميليون نفر نبودند كه كلا هزار نفر بودند كه آقاي فرمانده گفت همه‌شان را هم دستگير كرده‌اند.
ميرحسين: شما مي‌گوييد هزار نفر اراذل و اوباش؟ اما من همين جا مطرح مي‌كنم كه در راهپيمايي‌ها بودم و جمع ميليوني مردم را از نزديك ديدم.
آقاي مجري: فكر مي‌كنيد مردم حرف شما را باور مي‌كنند يا حرف راستگوترين راستگويان، صادق‌ترين صادقان، بي‌طرف‌ترين بي‌طرفان، صداوسيماي آقا عزت اينها را، كه به صورت 24 ساعته و شبانه‌روزي مشغول معرفي خس و خاشاكي است كه به خيابان‌ها مي‌آيند.
ميرحسين:من همين‌جا مطرح مي‌كنم خس‌و‌خاشاك چيز است. دشمن اين خاك چيز است.
آقاي مجري: چيز است، چيز است... يعني چي چيز است؟ شما داريد غيرمستقيم حق كانديداي غايب را از بين مي‌بريد.
ميرحسين: بنده نه كانال تلويزيوني دارم، نه روزنامه دارم، نه امكان استفاده از هواپيما و هلي‌كوپتر دارم، سايت‌هاي اينترنتي هم كه فيلتر شده... مردم خودشان ديدند تنها ابزاري كه براي بنده و آقا مهدي مانده تا با مردم حرف بزنيم، يك بلندگوي دستي است كه نمكي‌ها از آن استفاده مي‌كنند. همين مانده كه بلندگوهاي دستي را هم از بازار جمع كنند. من همين جا مطرح مي‌كنم كه مردم شرايط و تفاوت‌ها را درك مي‌كنند...
آقاي مجري: ببينيد، شما نمي‌توانيد به جاي مردم حرف بزنيد. اين حق فقط براي كانديداي غايب لحاظ شده است كه به جاي ضمير من از واژه مردم استفاده كند. به هر حال حدود چهار سال و يك ساعت، وقت اضافه براي كانديداي غايب در نظر گرفته مي‌شود تا از خودش دفاع كند. همين الان توي گوشي به من مي‌گويند از اين به بعد براي استفاده از تريبون تاثيرگذاري مثل بلندگوي دستي هم، بايد درخواست مجوز كنيد. حالا ديگر صحبت‌هاي پاياني‌تان را به عنوان خداحافظي بگوييد.
ميرحسين: من همين جا مطرح مي‌كنم مردم مي‌دانند كه چيز بزرگي شده...
آقاي مجري: نه ديگر، آقا لطفا ميكروفن اين آقا را قطع كنيد... ممنونم عزت جان. اما شما، مشخص است شما از كجاها پول گرفته‌ايد. مردم آگاه ما مي‌دانند كه «چيزيك واژه بيگانه به معني پنير است. و شما با اين همه استفاده از واژه‌هاي بيگانه به رابطه خودتان با صهيونيسم اشاره مي‌كنيد. جزئيات اين رابطه را هم اگر نمي‌دانيد، فردا شب مي‌توانيد در 20:30 ببينيد. به اطلاع مردم آگاه مي‌رسانم كه حق به هر حال با كانديداي غايب است. تا برنامه ديگر خداحافظ.

منبع: اعتمادملی

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 11:32 بعد از ظهر  توسط طا قت  | 
 

۱۵ تير ۱۳۸۸

باید بلافاصله موج بی حاصل دستگیری ها خاتمه یابد و دستگیرشدگان آزاد شوند

 

مهدی کروبی، میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی روز دوشنبه پانزدهم

تیرماه با یکدیگر دیدار و پیرامون مسائل سیاسی روز و به ویژه پی آمدهای

انتخابات و اعتراضات مردمی به بحث و تبادل نظر پرداختند.

در این نشست پس از استماع گزارشی از نمونه های بسیار تکان دهنده از

رفتارهای خشونت آمیز نیروهای لباس شخصی که متأسفانه با حمایت قوای

امنیتی صورت گرفته و با اشاره به شهادت هموطنان بی گناهی که جرمشان تنها

اعتراض به نحوه برگزاری و اعلام نتایج انتخابات بود، به شدت از ضرب و شتم مردم

بی گناه و حمله های وحشیانه به منازل مردم و خوابگاه های دانشجویان انتقاد و

تأکید شد حرکت های مسالمت جویانه مردمی که اوج آن راهپیمایی چند میلیونی

خودجوش در کمال آرامش و نظم بود، با اندکی تدبیر و اعتناء به حق مسلم مردم و

اعلام انزجار و برائت جستن از دروغ و بی احترامی به مردم می توانست از تبدیل

این جریان به یک بحرانی ملی جلوگیری کند.

همچنین در این نشست نسبت به سخنان خطیب جمعه که اقدامات خلاف قانون

و خلاف شرع و ضد بشری نیروهای امنیتی در اعتراف گیری از دستگیر شدگان را

مورد تأیید و تمجید قرار داده بود ابراز تأسف شد.

مهدی کروبی، میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی با تأکید بر ضرورت پایان

یافتن بی درنگ فضای فوق امنیتی موجود، ادامه این وضع را تنها به سود افراطی

شدن حرکت های سیاسی دانسته و تصریح کردند: باید بلافاصله موج بی حاصل

دستگیری ها خاتمه یافته و کسانی که پیش از این بدون ارتکاب کمترین گناهی

محبوس شده اند، آزاد شوند و نیروهای نظامی و امنیتی به پایگاه های خود

بازگردند.

در پایان این جلسه آقایان علیرضا بهشتی، مقدم، مرتضی الویری و امینی به عنوان

نمایندگان موسوی و کروبی مسؤول پیگیری امور مربوط به دستگیرشدگان و

خانواده های شهدا و آسیب دیدگان اعتراضات اخیر تعیین شدند.

منبع:وب سایت دکتر سید محمد خاتمی

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط طا قت  | 
 

۱۵ تير ۱۳۸۸
باید بلافاصله موج بی حاصل دستگیری ها خاتمه یابد و دستگیرشدگان آزاد شوند
مهدی کروبی، میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی روز دوشنبه پانزدهم تیرماه با یکدیگر دیدار و پیرامون مسائل سیاسی روز و به ویژه پی آمدهای انتخابات و اعتراضات مردمی به بحث و تبادل نظر پرداختند.
در این نشست پس از استماع گزارشی از نمونه های بسیار تکان دهنده از رفتارهای خشونت آمیز نیروهای لباس شخصی که متأسفانه با حمایت قوای امنیتی صورت گرفته و با اشاره به شهادت هموطنان بی گناهی که جرمشان تنها اعتراض به نحوه برگزاری و اعلام نتایج انتخابات بود، به شدت از ضرب و شتم مردم بی گناه و حمله های وحشیانه به منازل مردم و خوابگاه های دانشجویان انتقاد و تأکید شد حرکت های مسالمت جویانه مردمی که اوج آن راهپیمایی چند میلیونی خودجوش در کمال آرامش و نظم بود، با اندکی تدبیر و اعتناء به حق مسلم مردم و اعلام انزجار و برائت جستن از دروغ و بی احترامی به مردم می توانست از تبدیل این جریان به یک بحرانی ملی جلوگیری کند.
همچنین در این نشست نسبت به سخنان خطیب جمعه که اقدامات خلاف قانون و خلاف شرع و ضد بشری نیروهای امنیتی در اعتراف گیری از دستگیر شدگان را مورد تأیید و تمجید قرار داده بود ابراز تأسف شد.
مهدی کروبی، میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی با تأکید بر ضرورت پایان یافتن بی درنگ فضای فوق امنیتی موجود، ادامه این وضع را تنها به سود افراطی شدن حرکت های سیاسی دانسته و تصریح کردند: باید بلافاصله موج بی حاصل دستگیری ها خاتمه یافته و کسانی که پیش از این بدون ارتکاب کمترین گناهی محبوس شده اند، آزاد شوند و نیروهای نظامی و امنیتی به پایگاه های خود بازگردند.
در پایان این جلسه آقایان علیرضا بهشتی، مقدم، مرتضی الویری و امینی به عنوان نمایندگان موسوی و کروبی مسؤول پیگیری امور مربوط به دستگیرشدگان و خانواده های شهدا و آسیب دیدگان اعتراضات اخیر تعیین شدند.

 

منبع:وب سایت رسمی دکتر سید محمد خاتمی

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 8:28 بعد از ظهر  توسط طا قت  | 
 

در آستانه سالگرد 18  تیر، مسئولان کوی دانشگاه تهران را به مدت دو هفته تعطیل کردند. همزمان معاون دانشجوئی وزیر علوم هم بدون اشاره به تعطیلی کوی دانشگاه اعلام کرد این وزارت خانه سرگرم بررسی حوادث اخیر دانشگاه هاست و به زودی تمامی دانشجویان معترض به کودتای انتخاباتی از ادامه تحصیل محروم خواهند شد.

هدید معاون دانشجوئی وزارت علوم در شرایطی مطرح می شود که کماکان از سرنوشت ده ها دانشجوی دستگیر شده در اعتراضات مردمی اخیر خبری نیست و بازداشت فعالان دانشجوئی و تهدید آنها همچنان ادامه دارد.

منابع مستقل دانشجوئی، از جمله پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان صنعتی امیر کبیر در خصوص تعطیلی دو هفته ای کوی دانشگاه و علت آن می نویسند: در آستانه 18  تیرماه سالروز حمله خونین نیروهای انصار و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران در سال 78، کوی دانشگاه تهران از روز گذشته برای 2 هفته تعطیل شد. تعطیلی کوی دانشگاه تهران در آستانه 18  تیر اتفاقی است که هر ساله برای جلوگیری از اعتراض دانشجویان در سالروز حمله به کوی دانشگاه در سال 78  انجام می شود.

خبرنامه امیر کبیر در ادامه می نویسد: امسال نیز پس از اعتراض دانشجویان به تقلب در انتخابات، باز هم نیروهای لباس شخصی و انصار به صورت سازماندهی شده و به همراهی نیروهای ضدشورش در بامداد دوشنبه 25  خردادماه به کوی دانشگاه حمله کرده و ضمن تخریب خوابگاه ها، دانشجویان را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و بیش از 100  دانشجو را در همان شب بازداشت کردند. بسیاری از دانشجویان به ساختمان وزارت کشور منتقل شدند و برای ساعت ها در آنجا مورد ضرب و شتم نیروهای لباس شخصی قرار گرفتند.

بخشی از این گزارش نیز به تشریح ابعاد حمله جدید  نیروهای انصار حزب الله و لباس شخصی در بامداد 25 خرداد به کوی دانشگاه و نحوه برخورد مسئولان با این فاجعه اختصاص دارد: این بار نیز مسئولین حاضر نشدند تمامی ابعاد حمله به کوی دانشگاه را آشکار سازند. گرچه به دلیل گستردگی رفتار وحشیانه نیروهای لباس شخصی، مسئولین بلافاصله نسبت به وقایع کوی واکنش نشان دادند اما پس از چند روز باز هم سرپوش نهادن بر وقایع آغاز شد تا مجددا عاملین و آمرین حمله به کوی دانشگاه به صورت علنی معرفی نشوند. با این وجود دیگر هماهنگی نیروهای لباس شخصی با نیروهای نظامی و دستورگیری آنان از مسئولین و منشا و عوامل حمله های سازماندهی شده به دانشجویان دیگر برای بسیاری از مردم و دانشجویان روشن است.

این منبع دانشجوئی در بخش دیگری از گزارش خود به نقل از معاون دانشجوئی دانشگاه تهران در خصوص تعطیلی دو هفته ای کوی دانشگاه هم نوشت:  با وجود آنکه مسئولین دانشگاه تهران نسبت به اعتراض دانشجویان در سالروز 18 تیر نگران هستند، اما معاون دانشجویی این دانشگاه در رابطه با تعطیلی دو هفته ای خوابگاههای دانشگاه تهران گفته است این تصمیم از قبل گرفته شده و ربطی به وقایع اخیر ندارد و مقرر شده بود از 12 تیرماه خوابگاهها به مدت دو هفته تعطیل شوند.

از 18 تیر 78  به این طرف هر ساله مسئولان دانشگاه تهران با هماهنگی وزارت علوم کوی دانشگاه را به مدت چند روز تعطیل می کردند؛ اما امسال به علت اعتراضات گسترده مردمی و دانشجوئی به کودتای انتخاباتی، این مدت به دو هفته افزایش یافته است. به این ترتیب تمامی امتحانات دانشجویان نیز به مدت یک ماه به تعویق افتاده است.

 

تهدید دانشجویان

علاوه بر تعطیلی دو هفته ای دانشگاه و به تعویق انداختن امتحانات دانشجویان،روز گذشته معاون دانشجوئی وزیر علوم  هم دانشجویان معترض به کودتای انتخاباتی را تهدید به محرومیت از تحصیل کرد. به گفته وی "دانشجویانی که مرتکب خطا در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری شده اند نه تنها به حقوق مادی بلکه حقوق معنوی ملت آسیب زده اند، از این رو، با آنها برخورد شده و در صورت تشخیص از تحصیل باز داشته خواهند شد."

محمود ملاباشی معاون دانشجوئی وزیر علوم که در حاشیه چهل و پنجمین گردهمائی معاونان دانشجوئی و مدیران کل امور دانشجوئی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی با خبرنگاران سخن می گفت،افزود: با هر دانشجوی فعال در اعتراض های اخیر به شدت مقابله می شود و این وزارت خانه هم اینک در حال جمع بندی اطلاعات بدست آمده و اعلام نظر در خصوص مسائل دانشجویان خاطی در تعدادی از دانشگاه های کشور در جریان قبل و بعد از انتخابات است.

قابل ذکر است که بعد از حمله نیروهای انصار حزب الله و لباس شخصی ها در بامداد دوشنبه 25 خردادماه گذشته، ده ها دانشجو دستگیر و صدها تن زخمی شدند. ابعاد این فاجعه که با گذشت بیش از بیست روز تنها گوشه ای از آن به همت خود دانشجویان فعال افشا شده، به حدی گسترده بود که مجلس کمیته ای حقیقت یاب جهت بررسی آن تشکیل داد.اما تحقیقات این کمیته بعد از چند روز با تعطیلی مجلس از یک سو و از سوی دیگر به دلیل پنهان کاری در مورد بخش دیگری از آنچه نیروهای انصار حزب الله و لباس شخصی در کوی دانشگاه انجام دادند، بدون نتیجه به کار خود پایان داد.

فعالان دانشجوئی بر این باورند که تعطیلی کوی دانشگاه به مدت دو هفته و تعقیب و بازداشت دانشجویان و از طرف دیگر تهدید وزارت علوم در مورد محروم کردن دانشجویان معترض از تحصیل، علاوه برآنکه به منظور جلوگیری از برگزاری مراسم سالگرد 18 تیر 78  صورت می گیرد،تلاشی برای مقابله با اعتراض های مردمی به کودتای انتخاباتی است.با این حال بسیاری از فعالان دانشجوئی و گروه های مستقل در دانشگاه ها اعلام کرده اند که مصمم به برگزاری سالگرد 18 تیر هستند. در همین ارتباط "جبهه متحد دانشجویی" با صدور بیانیه ای مرد م را دعوت کرده است تا در آستانه "دهمین سالگرد قیام دانشجویی ۱۸ تیر و در اعتراض به خاک و خون کشیده شدن کوی دانشگاه تهران و سایر دانشگاه ها و به شهادت رسیدن عده ای از هم میهنان بی دفاع توسط دشمنان ایران و ایرانی" روز 5 شنبه در "راهپیمایی سکوت" شرکت کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 3:22 بعد از ظهر  توسط طا قت  | 
 

شبكه پيام كوتاه sms بار ديگر قطع گرديد !

در آستانه سالگرد هجده تیر سیستم ارسال پیام کوتاه در ایران یک بار دیگر مختل شد.

در حالی که کمتر از پنج روز از برقراری مجدد سرویس ارسال پیام کوتاه از طریق تلفن همراه در ایران می‌گذرد، خبرها حاکی از آن است که در آستانه سالگرد ۱۸ تير سرویس ارسال پیامک یک بار دیگر با اختلال روبرو شده است.

گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، حاکی است که اختلال در سرویس ارسال پیام کوتاه یا اس‌ام‌اس در ایران از عصر روز دوشنبه بوجود آمده است.مسئولان شرکت مخابرات ایران تا کنون از اظهار نظر در این باره خودداری کرده اند.

سرویس ارسال و دریافت پیامک که از یک روز قبل از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران قطع شده بود، روز دهم تیر ماه و حدود سه هفته پس از انتخابات دوباره فعال شده بود.

با این حال سیستم ارسال پیامک به صورت انبوه که در ایران طرفداران زیادی دارد، تا روز یکشنبه چهاردهم تیرماه فعال نشده بود. بر اساس گزارش های منتشره، این سیستم روز یکشنبه و با سرعتی بسیار پایین فعالیت خود را از سر گرفته بود.

به دنبال قطع سرویس ارسال اس‌ام‌اس در روز انتخابات ریاست جمهوری، شرکت مخابرات ایران اعلام کرده بود، «سیستم پیامک گیر مشترکان تلفن همراه در ایران به علت نقص فنی قطع شده است.»

این در حالی است که میرحسین موسوی یکی از نامزدهای طرفدار اصلاحات در انتخابات ریاست جمهوری قطع اس‌ام‌اس را در راستای تلاش دولت برای تاثیر‌گذاری بر انتخابات دانسته و بارها نسبت به این موضوع اعتراض کرده بود.

موسوی از قطع سیستم ارسال پیامک به عنوان یکی از دلایل خود برای اثبات «دستکاری سازماندهی شده در انتخابات» نام برده است.

آقای میرحسین موسوی گفته است:با توجه به این که اس‌ام‌اس مهم‌ترین ابزار ارتباطی میان ناظران تعیین شده از سوی ستاد وی برای نظارت بر انتخابات بود، قطع این سرویس باعث شد که ناظران نتوانند به خوبی گزارش‌های مربوط به حوزه‌های مختلف را به مرکز ارسال کنند.

تاکنون مسئولان شرکت مخابرات ایران هیچ توضیحی باره دلایل قطع سرویس ارسال پیامک نداده‌‌اند، با این حال مخالفان دولت می‌گویند، قطع اس‌ام‌اس ناشی از نقض فنی نبوده و با هدف جلوگیری از برقراری ارتباط میان مخالفان به ویژه در جریان اعتراض‌ها نسبت به نتایج انتخابات صورت گرفته است.

با توجه به گستردگی استفاده از تلفن همراه در ایران سیستم پیام کوتاه یکی از موثرترین ابزار ارتباطی در کشور به شمار می‌آید.

معترضان به آنچه که «تقلب» در انتخابات ریاست جمهوری ایران خوانده اند، اعلام کرده‌اند که در روز هجدهم تیرماه به مناسبت سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸ تظاهراتی در تهران و سایر شهرها برگزار خواهند کرد
.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط طا قت  | 
 

آغاز امضای بلندترین طومار تاریخ جهان: احمدی‌نژاد رئیس جمهور ما نیست

نخستین قدم در راه تهیه بلندترین طومار تاریخ جهان روز شنبه چهارم جولای در جریان تظاهرات اعتراضی حدود ۲ هزار و ۵۰۰ ایرانی در برابر مقر شورای اتحادیه اروپا برداشته شد. در جریان این تظاهرات صدها نفر امضاهای خود را بر روی پارچه سبزرنگی نهادند که در صدر آن نوشته شده بود: محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور ما نیست.
 

ایرانیان قرار است در شهرهای مختلف جهان این کار را ادامه دهند. پارچه ها در پایان به دنبال یکدیگر دوخته و از برج ایفل در پاریس و برج تورونتو که ۴۴۷ متر ارتفاع آن است آویخته می شوند. پس از مدتی این طومارها به موزه سازمان ملل متحد سپرده می شوند.

مرگ بر دیکتاتور
 

تظاهرات اعتراضی ایرانیان در برابر ساختمان شورای اتحادیه اروپا به خوبی برگزار شد و طی آن از جمله رضا علامه زاده فیلمساز، نسیم خاکسار نویسنده و نمایندگان برخی از احزاب بلژیکی سخنرانی کردند. شنبه زاده و شاهین نجفی نیز با اجرای موسیقی شور آفریدند.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 2:51 قبل از ظهر  توسط طا قت  | 
 

در مزار آباد شهر بی تپش وای جغدی هم نمی آید به گوش

خشمناکان بی خروش و بی فغان دردمندان بی فغان و بی خروش

 مشت های آسمان کوب قوی وا شدند و گونه گون رسوا شدند

 یا نهان سیلی زنان یا آشکار کاسه ی پست گدایی ها شدند

 آب ها از آسیا افتاده است دارها برچیده،خون ها شسته اند..

جای خشم و رنج و عصیان بوته ها پشکبن های پلیدی رسته اند

باز ما ماندیم و شهر بی تپش

 وآنچه کفتار است و گرگ و روبه است

 گاه می گویم فغانی بر کشم

باز می بینم صدایم کوته است...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط طا قت  |